از پناهگاه تا زیستگاه: تحلیل تطبیقی جهان بینی سازه های زیرزمینی در تمدن های ایران، روم و بین النهرین
From Shelter to Habitat: A Comparative Analysis of the Worldview of Underground Structures in Iranian, Roman, and Mesopotamian Civilizations
نگارنده: دکتر هاله قورچیان، معمار و کارشناس ارشد پژوهش هنر
نبشت |نهادی برای هنر و فرهنگ ایران زمین
Corresponding Author: Haleh Ghoorchian, PhD, Architect and Master of Arts in Art Research
DOI: https://doi.org/10.5281/zenodo.20877832
Nebešt | Foundation for Art, Knowledge and Culture of Iranzamin
Publication Date: Jun 2026
چکیده
سازههای زیرزمینی، اگرچه در نگاه نخست پاسخی کارکردی به ضرورتهای زیستی چون پناه، ایمنی و اندوختن آب به نظر میرسند، اما در ژرفای خود، بازتابی تمامعیار از جهانبینی و نگاه هستیشناختی هر تمدن به هستی هستند. این نوشتار با رویکردی تطبیقی-تحلیلی، به بررسی نسبت میان فضاهای زیرزمینی و جهانبینی سه تمدن بزرگ ایران(با نمونههایی چون کندوان، میمند، سامن و قناتها)، روم(با تأکید بر تونلهای آبرسان، شبکههای فاضلاب و آرامگاههای زیرزمینی) و بینالنهرین(با تمرکز بر مقابر و نیایشگاههای زیرزمینی) میپردازد. پرسش بنیادین این است که نگاه هر تمدن به طبیعت، مرگ، قدرت و زندگی، چگونه در کالبد و کارکرد سازههای زیرزمینیاش پدیدار شده است.
بررسیها نشان میدهد که این نگاهها، تفاوتی بنیادین با یکدیگر دارند. در تمدن ایران، سازههای زیرزمینی عمدتا بازتابدهنده نگرشی مبتنی بر همزیستی با طبیعت و خودبسندگی هستند. در تمدن روم، این سازهها تجلیگاه منطق مهندسیِ چیرهشدن بر طبیعت و ساماندهی امپراتوری هستند و در تمدن بینالنهرین، فضاهای زیرزمینی، بهویژه آرامگاهها، با باور به جهان پس از مرگ و آیینهای پنهان پیوند خورده و مانند گذرگاههایی به جهان مردگان عمل میکنند.
دستاورد نهایی این پژوهش، بازتعریف سازههای زیرزمینی بهعنوان “بازتاب جهانبینی” است؛ آثاری که در آنها معنا و فرم در هم تنیده شده و روایتگر مواجهه انسان با طبیعت، مرگ و قدرت هستند. این جستار، با آشکارسازی این لایههای پنهان، گامی است بهسوی درکی عمیقتر از معماری بهعنوان “زبان تمدنها” و تأکیدی است بر این که هر بنا، نه فقط یک شیء، که یک “جهانِ کوچک” است.
واژگان کلیدی: سازههای زیرزمینی، جهانبینی، تمدن ایران، تمدن روم، تمدن بینالنهرین، معماری تطبیقی، فلسفه معماری
Abstract
Underground structures, though often perceived as mere functional responses to basic human needs -shelter, security, and water storage- are, in their depths, a complete reflection of a civilization’s worldview and ontological orientation toward existence. This comparative-analytical study examines the relationship between subterranean spaces and the worldviews of three major civilizations: Iran(with examples such as Kandovan, Maymand, Samen, and qanats), Rome(with a focus on aqueducts, sewage systems, and underground burial chambers), and Mesopotamia(with an emphasis on tombs and subterranean temples). The central question is how each civilization’s conception of nature, death, power, and life manifests itself in the form and function of its underground structures.
The findings reveal a fundamental divergence in these perspectives. In Iranian civilization, underground structures predominantly reflect a vision rooted in coexistence with nature and self-sufficiency. In Roman civilization, these structures embody an engineering logic oriented toward mastering nature and organizing imperial order. In Mesopotamian civilization, subterranean spaces, particularly tombs, are intricately linked to beliefs in the afterlife and hidden rituals, functioning as passageways to the realm of the dead.
The ultimate contribution of this study is the redefinition of underground structures as “projection of worldview”, works in which meaning and form are intertwined, narrating humanity’s encounter with nature, death, and power. By uncovering these hidden layers, this research takes a step toward a deeper understanding of architecture as the “language of civilizations,” and emphasizes that every structure is not merely an object, but a “microcosmos.”
Keywords: Underground Structures, Worldview, Iranian Civilization, Roman Civilization, Mesopotamian Civilization, Comparative Architecture, Philosophy of Architecture
مقدمه
انسان در طول تاریخ، همواره نسبت خود را با جهان پیرامون در قالب فضاها بازتعریف کرده است. یکی از جذابترین و غامضترین شکلهای این نسبت، حرکت به زیر سطح زمین است. فضای زیرزمینی، فارغ از کارکردهای گوناگون چون پناهندگی، ذخیرهسازی آب یا مقاومتسازی، در اعماق خود با مفاهیمی چون “راز”، “مرگ” و “بازگشت به مادر” گره خورده است. آنتولو بوسکی در کتاب ” Poetics of Underground Space ” به درستی اشاره میکند که فضاهای زیرزمینی نه صرفا پاسخ به نیازهای بشر، بلکه بازتابی از جهانبینی آنها هستند. (Boschi, 2022)
با وجود پژوهشهای فراوان درباره جنبههای فنی، باستانشناختی و اقلیمی فضاهای زیرزمینی در سراسر جهان، کمتر پژوهشی به “جهانبینی نهفته در پشت این سازهها” پرداخته است. کتاب ” Global Underground” که به کاوش در بیش از ۸۰ سایت زیرزمینی در سراسر جهان میپردازد، عمدتا بر جنبههای کارکردی و تجربهی فضایی متمرکز است تا تحلیل جهانبینی پشت آنها (Dobraszczyk et al., 2016).
ضرورت این پژوهش در خلا آشکار میان مطالعات موجود در حوزه سازههای زیرزمینی احساس میشود. اگرچه پژوهشهای گستردهای در زمینه جنبههای فنی(نظیر روشهای حفاری، سازههای مقاومتی، ذخیرهسازی انرژی)، کارکردهای زیستی(مانند پناهگاهها و دخمهها)، و مستندسازی باستانشناختی(معرفی و بررسی محوطههای باستانی) وجود دارد، کمتر پژوهشی به سازههای زیرزمینی به عنوان بسترهای بازتابدهنده جهانبینی تمدنها توجه کرده است. در واقع، همواره به سازههای زیرزمینی به عنوان پاسخ به نیازهای اقلیمی یا کارکردی نگاه شده است، نه به عنوان نمایشی از نگاه یک تمدن به مفاهیم بنیادینی چون هستی، طبقه، مرگ و قدرت.
به همین دلیل، پرسش اصلی این پژوهش شکل گرفته است که چگونه نگاه هر تمدن به مفاهیمی چون طبیعت، قدرت، مرگ و زندگی، در فرم و کارکرد سازههای زیرزمینیشان تجلی یافته است. این مقاله با نگاه تطبیقی و با تمرکز بر سه تمدن تأثیرگذار ایران، روم و بینالنهرین، در پی پاسخ به این پرسش است. این پژوهش میکوشد تا درک تازهای از فلسفه فضا به دست دهد و نشان دهد که فضاهای زیرزمینی، اگرچه در ظاهر مشابه هستند، اما در ژرفا، روایتگر جهانهای متفاوتی هستند.
مبانی نظری
جهانبینی به مثابه تفسیر فضای زیرزمینی
برای آغاز بحث تطبیقی، لازم است چهارچوبی نظری برای مفهوم “جهانبینی” تعریف شود. در اینجا، جهانبینی به مثابه مجموعهای از باورها، ارزشها و فرضیات بنیادین درباره هستی در نظر گرفته شده است. این جهانبینی را میتوان در سه سطح قابل بررسی دانست:
- جهانبینی هستیشناختی(طبقاتی و ماوراء طبقاتی): درباره هستی انسان و نسبت او با طبیعت، مرگ، راز و جهان پس از مرگ؛ آیا فضاهای زیرزمینی مقدس هستند یا صرفا کارکردی؟
- جهانبینی اجتماعی-سیاسی: نسبت انسان با قدرت و نظم اجتماعی؛ فضاهای زیرزمینی بازتابدهنده نظم موجود هستند یا گسست از نظم؟
- جهانبینی طبقاتی(نسبت با طبیعت): انسان با طبیعت چه نسبتی داشته است؟ “تسخیر” آن، “همزیستی” با آن، یا “پرهیز” از آن؟
این سه سطح، به ما امکان میدهد تا نگاه سه تمدن ایران، روم و بینالنهرین را در مورد سازههای زیرزمینی آنان مقایسه کنیم.
ایران؛ تداوم با طبیعت و خوداتکایی
در نگاه ایرانی، سازه های زیرزمینی، درصد کمی حفره ای برای گریز و بیشتر بستری برای تداوم زندگی در هماهنگی با طبیعت بوده اند. کهن ترین نمونه های این نگاه را میتوان در قنات ها(کاریزها) دید؛ سیستمهای آبرسانی زیرزمینی که با دانشی دقیق، آب را از دل زمین به سطح می آوردند و امکان زیست در مناطق کویری را فراهم می کردند.
این سازه ها، نه یک پناهگاه که یک رگ حیات در کالبد زمین بودند. سازه های زیرزمینی ایران، در بسیاری از موارد، از الگویی پیروی میکنند که در معماری بومی با عنوان خوداتکایی و درونگرایی شناخته می شود؛ چنانکه در اقلیم گرم و خشک، فضاهای زیرزمینی(سرداب ها، آب انبارها، یخچال ها) با حفظ دمای طبیعی، باعث کاهش مصرف انرژی و سازگاری با اقلیم میشدند . پژوهش ها نشان داده که این سازه ها با اصول معماری سبز و پایداری زیست محیطی همخوانی کامل دارند و میتوانند الگویی برای معماری معاصر باشند .
نمونه های بارز این جهان بینی، شهرهای صخرهای کندوان و میمند هستند. در کندوان، مردم با حفر درون مخروط های آتشفشانی، خانه هایی با دیوارهای ضخیم ۲ تا ۳ متری ساخته اند که به عنوان عایقی طبیعی، دمای داخلی را در زمستان گرمتر و در تابستان خنک تر از سطح زمین نگه می دارند . این معماری، نه یک گسست، که تداومی صمیمانه با طبیعت است.
در میمند نیز این هماهنگی با کوهستان و زمین به اوج خود میرسد، جایی که قرن ها زیستگاه مردمانی بوده که هیچگاه طبیعت را تسخیر نکرده اند، بلکه با آن زیسته اند. شهر زیرزمینی سامن در استان همدان، اگرچه در ابتدا کاربردی آیینی داشته، در دوره های بعدی(از پارتی تا قرون میانه اسلامی) به عنوان پناهگاهی امن در زمان حملات و ناامنی ها به کار گرفته شده است .
اما این پناهندگی نیز، همچون خانه ای موقت بوده که در دل زمین، امنیت را بدون قطع ارتباط با زمین و فرهنگ فراهم می آورده است. آنگونه که باستان شناسان اشاره کرده اند، حتی کاربری آرامگاهی این شهرها، با نگاهی به مرگ به عنوان «تغییر زیست» همراه بوده است .
در مجموع، جهان بینی ایرانی، سازه های زیرزمینی را نه به عنوان پناهگاه ای در برابر طبیعت، که به عنوان زیستگاهی در دل آن تعریف میکند؛ جایی که انسان، زمین و آب، در یک چرخه پایدار، به حیات خود ادامه می دهند.
تحلیل
تمدن ایران: همزیستی با طبیعت و خوداتکایی
نگاه ایران به سازههای زیرزمینی، عمدتا بر “تداوم با طبیعت” و “خوداتکایی” استوار بوده است. درصد کمی از فضاهای زیرزمینی کهن در ایران، صرفا به عنوان پناهگاه ساخته شدهاند؛ اغلب آنان بسترهایی برای هماهنگی با طبیعت بودهاند.
قناتها، که با دانش دقیق، آب را از دل زمین به سطح میآوردند، نمونه بارز این نگاه هستند. آنها نه تنها امکان زیست را در مناطق کویری فراهم میآوردند، بلکه نشاندهنده نگاهی هماهنگ با طبیعت بودند. سکونتگاههای صخرهای چون کندوان و میمند، نمونههای دیگر از این جهانبینی هستند. در کندوان، مردم با حفر درون مخروطهای آتشفشانی، خانههایی ساختهاند که دمای داخل را در زمستان گرمتر و در تابستان خنکتر نگه میدارند.
این سازهها، که قرنها است پا برجا هستند، تداوم زندگی را در هماهنگی با کوهستان و زمین به نمایش میگذارند. در میمند، این هماهنگی به اوج خود میرسد؛ جایی که انسان نه طبیعت را تسخیر کرده، بلکه با آن زیسته است. شهر سامن در استان همدان، اگرچه در ابتدا کاربری پناهگاهی داشته، اما در دورههای بعد، به عنوان آرامگاه و فضای آیینی نیز به کار گرفته شده است. در مجموع، جهانبینی ایران با نگاه به مرگ به عنوان “تغییر زیستگاه” همراه بوده است. شهرهای زیرزمینی، آرامگاهها و سردابها، همگی نشان میدهند که انسان، زمین را به عنوان زیستگاه خود در نظر گرفته و مرگ را تنها تغییر زیستگاه میداند، نه پایان.
تمدن روم: تسلط بر طبیعت و مدیریت امپراتوری
در مقابل، نگاه روم به سازههای زیرزمینی، عمدتا مهندسی، کارکردگرا و در خدمت “تسلط بر طبیعت” و “مدیریت امپراتوری” بوده است. معماران روم، زمین را نه به عنوان بستر هماهنگی، بلکه به عنوان منبعی برای مهار و بهرهبرداری در نظر میگرفتند. تونلهای آبرسان(آکوداکتها) و شبکههای فاضلاب(مانند کلواکا ماکزیما در رم) نمونههای شاخص این نگاه هستند. این سازهها، نه برای همزیستی با طبیعت، بلکه برای تسلط بر آن و تأمین نیازهای شهری ساخته شدهاند.
فضاهای زیرزمینی در روم، همچنین کارکردهای تدفینی و مذهبی نیز داشتهاند. دخمهها و کاتاکومبها، با معماری منظم و استاندارد، به عنوان گورستانهای جمعی پاسخ به نیاز خاکسپاری در خارج از شهر بودهاند. با این حال، استفاده از فضاهای زیرزمینی در معماری مسکونی، کمتر به عنوان خانه و بیشتر به عنوان انبار، سرداب یا فضاهای خدماتی تعبیر شده است. این نگاه، با نگاه ایران که در آن “خانه” در دل زمین معنا مییافت، تفاوت بنیادین دارد.
تمدن بینالنهرین: مرگ و راز در نهان
در تمدن بینالنهرین، نگاه به فضاهای زیرزمینی با قدمت اساطیری و عمق بیشتری همراه است. ساختارهای زیرزمینی، بهویژه مقابر و آرامگاهها، با باور به “جهان زیرین” و “زندگی پس از مرگ” گره خوردهاند. این فضاها، به عنوان گذرگاههایی به جهان مردگان در نظر گرفته میشدند. شواهد باستانشناختی، از جمله حفاریهای انجام شده در محوطههای پارت و هلنیستی در ایران و بینالنهرین، نشان میدهد که این فضاها کارکردی فراتر از تدفین داشتهاند. اتاقکهای زیرزمینی با سکوهایی برای قرار دادن اجساد، طاقچههایی برای هدایا و پوستههای تخممرغ، ظروف غذا و نوشیدنی در کنار اجساد، نشان از برگزاری آیینهای “معماری مرگ” دارند. کشف استخوانهای حیوانات در کنار اجساد نیز، بازتاب باور به ادامه زندگی در جهان پس از مرگ است.
علاوه بر مقابر، معابد زیرزمینی(همچون مهرابهها) نشان از کاربرد فضای زیرزمینی برای “ارتباط با نیروهای نهان” دارند. در سامن، شواهدی از کاربرد فضاهای زیرزمینی به عنوان مرکز مهرپرستی وجود دارد. این فضاها، به عنوان “زهدان زمین” تعبیر شدهاند؛ جایی که انسان برای دستیابی به منزلت معنوی، به درون آن فرو میرود. این نگاه، فراتر از کارکردهای اقلیمی، به معماری زیرزمینی هویتی رازآمیز و باطنگرا میبخشد.
جدول تطبیقی جهانبینیها
برای روشنتر شدن افتراقهای بنیادین در نگاه تمدنها به فضای زیرزمینی، یافتههای پژوهش در قالب جدول زیر دستهبندی شدهاند. این جدول، بهعنوان یک ابزار تحلیلی، چهار مؤلفه کلیدی را در سه تمدن ایران، روم و بینالنهرین به صورت تطبیقی نشان میدهد. این خوانشی تطبیقی از جهانبینی سه تمدن در مواجهه با فضای زیرزمینی است. این جدول، نه فقط مقایسهای صوری، بلکه تلاشی برای آشکارسازی منطق پنهان هر تمدن در برخورد با طبیعت، قدرت و مرگ است.
جدول (شماره ۱)، جدول تطبیقی جهان بینی ها، نگارنده
|
معیار |
تمدن ایران |
تمدن روم |
تمدن بین النهرین |
|
نسبت با طبیعت |
همزیستی و تداوم |
تسلط و بهره برداری |
تسخیر نمادین (جهان زیرین) |
|
کارکرد غالب |
زیست و پایداری |
مهندسی و مدیریت شهری |
مرگ و راز |
|
نمونه شاخص |
قنات، کندوان، آب انبار، سامن |
تونل آبرسانی، کلواکا ماکزیما |
مقابر زیرزمینی، مهرابه ها |
|
جهان بینی هستی شناختی |
زمین به عنوان بستر زندگی |
زمین به عنوان منبع و معدن |
زمین به عنوان راهروی مرگ و نیایش |
نتیجه گیری
پژوهش حاضر نشان داد که سازههای زیرزمینی را نمیتوان صرفا پدیدهای فنی یا اقلیمی در نظر گرفت؛ بلکه آنها “متون فرهنگی” هستند که هر تمدن، جهانبینی خود را در قالب فضا، فرم و مصالح به نمایش گذاشته است. آنچه از واکاوی تطبیقی این پژوهش به دست میآید، نه شباهتهای ظاهری، بلکه گسستهای بنیادین در نگاه این سه تمدن به “زیرزمین” است.
در تمدن ایران، فضاهای زیرزمینی، جاودانگی چرخهی زندگی را به تصویر میکشیدند؛ جایی که خاک، آب و انسان در همزیستی با یکدیگر، زندگی را بازتولید میکردند. آنها “پناهگاه” را به “زیستگاه” ارتقا دادند و نگاه “همزیستی” و “خوداتکایی” را در دل زمین تجسم بخشیدند.
در مقابل، تمدن روم، زمین را به مثابه “منبع” و “زیرساخت” تعریف کرد. تونلهای آبرسان، فاضلابها و کاتاکومبها، همه حکایت از نگاهی کارکردگرا و در خدمت مدنیت شهری و امپراتوری داشتند. این نگاه، زمین را به معدن و انبار تبدیل کرد، نه به بستر هماهنگی.
تمدن بینالنهرین، اما در این میان جایگاهی متفاوت دارد. مقابر و معابد زیرزمینی، دروازههایی به جهان اسطوره و مرگ بودند. این فضاها، برای خلق “راز” و “نهان” ساخته شدهاند و با باور به زندگی پس از مرگ، به انسان امکان میدادند تا به جهان دیگر سفر کند. در این نگاه، اگرچه با ایران در “تداوم زندگی” همسو است، اما بر “جدایی” و “عبور” تأکید دارد.
در نهایت، این پژوهش بر بازتعریف سازههای زیرزمینی به عنوان “بازتاب جهانبینی” تأکید دارد؛ آثاری که هر کدام، “جهانِ کوچک” خود را در دل زمین بازآفرینی کردهاند. این پژوهش، با آشکارسازی لایههای پنهان، گامی است به سوی درک عمیقتر معماری به عنوان “زبان تمدنها” و تأکید بر این نکته که هر بنا، نه فقط یک شی، بلکه روایتگر جهانی است که انسان با خود حمل میکند.
License
This work is authored by Haleh Ghoorchian and published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0) license by the Nebešt Foundation.
You are free to:
– Share — copy and redistribute the material in any medium or format.
– Adapt — remix, transform, and build upon the material.
Under the following terms:
– Attribution — You must give appropriate credit to the author and the Nebešt Foundation.
– NonCommercial — You may not use the material for commercial purposes or sell it.
This license ensures that the work remains freely available for educational, research, and personal use, while protecting it from unauthorized commercial exploitation.
For the full license text, visit: https://creativecommons.org/licenses/by-nc/4.0/
References
Boschi, A. (2022). Poetics of underground space: Architecture, literature, cinema. Routledge.
Dobraszczyk, P., López Galviz, C., & Garrett, B. L. (Eds.). (2016). Global undergrounds: Exploring cities within. Reaktion Books.
Ghobadian, V. (2009). The analysis of underground architecture. Journal of Iranian Architecture Studies.
Khaksar, A. (2025). Iran’s underground cities as shelters, cultural treasures. Iran Daily.
Khodabakhshian, M., & Mofidi, S. M. (2012). Vernacular underground architecture in arid climate of Iran. 13th World Conference of ACUUS.
Khodabakhshian, M., Mofidi, S. M., & Habib, F. (2012). Typology of earth-shelter architecture in Iran. International Journal of Architecture and Urban Development, 2(4), 5-10.
Memarian, G. (2006). Typology of Iranian architecture.
