شبه هاله و سیاست های دیدن؛ از زیبایی شناسی داده تا افشای سوگیری های الگوریتمی
Semi-Aura and the Politics of Seeing: From Data Aesthetics to the Unveiling of Algorithmic Biases
نگارنده: دکتر هاله قورچیان، معمار و کارشناس ارشد پژوهش هنر
نبشت | نهادی برای هنر و فرهنگ ایران زمین
Corresponding Author: Haleh Ghoorchian, PhD, Architect and Master of Arts in Art Research
Nebešt | Foundation for Art, Knowledge and Culture of Iranzamin
چکیده
پس از «بازخوانی نسبت صنعتگری و کد در هنر معاصر» (Ghoorchian, H,2026a) و «واکاوی هستی شناختی اثر هنری در عصر هم آفرینی» (Ghoorchian, H,2026b) ,اکنون نوبت به واکاوی «سیاست های دیدن» نهفته در دل الگوریتم هاست. این مقاله، با تکیه بر مفهوم «شبه هاله» و با رویکردی تحلیلی – انتقادی، به بررسی این پرسش می پردازد که چگونه الگوریتم های هوش مصنوعی، نه فقط تصاویر، که «دیدن» را بازتولید و تحکیم می کنند. استدلال اصلی این است که هر الگوریتم، حامل سوگیری های تاریخی، جنسیتی، نژادی و طبقاتی است که در داده های آموزشی آن نهفته اند و نقد هنر در عصر هم آفرینی، باید به افشای این سوگیری ها و سیاست های دیدن بپردازد. در این مقاله، با بررسی نمونه هایی از هنر هم آفرینانه، نشان داده می شود که چگونه شبه هاله می تواند به ابزاری برای آشکارسازی ساختارهای قدرت و مقاومت در برابر آنها تبدیل شود. دستاورد نهایی این پژوهش، ارائه چارچوبی برای «نقد سیاسی- اخلاقی هنر الگوریتمی» است که در آن، مرزهای میان زیبایی شناسی، سیاست و اخلاق، برای همیشه در هم می آمیزند.
واژگان کلیدی: شبه هاله، سیاست های دیدن، سوگیری الگوریتمی، هنر هوش مصنوعی، نقد پساانسانی، اخلاق هم آفرینی
Abstract
Following the re-examination of the relationship between craft and code in contemporary art (Paper I: From the Weaver’s Hand to the Loop of Code) and the ontological inquiry into the artwork in the age of co-creation (Paper II: From Aura to Semi-Aura), this paper turns to the “politics of seeing” embedded within algorithms. Drawing on the concept of “semi-aura” and employing an analytical-critical approach, this study investigates how artificial intelligence algorithms not only generate images but also reproduce and reinforce particular ways of seeing. The central argument is that every algorithm carries historical, gendered, racial, and class biases inherited from its training data, and that art criticism in the age of co-creation must expose these biases and the politics of seeing they enact. Through case studies of co-creative art, the paper demonstrates how semi-aura can serve as a tool for revealing structures of power and for resisting them. The ultimate contribution of this research is a framework for a “political-ethical critique of algorithmic art”—a critique in which the boundaries between aesthetics, politics, and ethics are permanently dissolved.
Keywords: Semi-Aura, Politics of Seeing, Algorithmic Bias, AI Art, Posthuman Critique, Ethics of Co-Creation.
مقدمه
نگارنده در دو مقاله پیشین از این مجموعه، کوشید تا نخست، نسبت صنعتگری و کد را در هنر معاصر بازخوانی کند و نشان دهد که چگونه ماده انگاری انتقادی می تواند چارچوبی برای اخلاق فناوری و عاملیت هنرمند فراهم آورد(Ghoorchian,H,2026a), سپس، با تکیه بر مفهوم « هاله » در اندیشه بنیامین، به واکاوی هستی شناختی اثر هنری در عصر هم آفرینی پرداخت و مفهوم « شبه هاله » را به عنوان چارچوبی نوین برای فهم این دگرگونی معرفی کرد.(Ghoorchian,H,2026b) اما این دو مقاله، پرسشی بنیادین را بر جای گذاشتند که بدون پاسخ به آن، پروژه فکری نگارنده ناقص می ماند: الگوریتم هایی که بر اساس داده های تاریخی آموزش دیده اند، چه «سیاست هایی از دیدن» را بازتولید میکنند؟ و چگونه می توان از شبه هاله به عنوان ابزاری برای افشای این سیاست ها و مقاومت در برابر آنها استفاده کرد؟ پاسخ به این پرسش ها، موضوع مقاله حاضر است. این مقاله، با تکیه بر مفهوم شبه هاله و با رویکردی تحلیلی – انتقادی، در پی آن است که نشان دهد چگونه الگوریتم های هوش مصنوعی، نه فقط تصاویر، که «دیدن» را بازتولید و تحکیم می کنند. در این مسیر، با بررسی نمونه هایی از هنر هم آفرینانه، نشان داده خواهد شد که چگونه نقد هنر می تواند به افشای سوگیری های نژادی، جنسیتی و طبقاتی نهفته در الگوریتم ها بپردازد و هنر را به عرصه ای برای مقاومت در برابر ساختارهای قدرت الگوریتمی تبدیل کند. در نهایت، این مقاله کوشش خواهد کرد تا شبه هاله را به عنوان ابزاری برای نقد سیاسی – اخلاقی هنر الگوریتمی صورتبندی کند و افق های تازه ای برای پژوهش های آینده در این حوزه بگشاید.
سیاست های دیدن؛ از نگاه انسانی تا نگاه الگوریتمی
سیاست های دیدن (Politics of Seeing)به این ایده اشاره دارد که دیدن، هرگز یک عمل خنثی نیست. آنچه میبینیم، چگونه میبینیم، و چه چیزی را نمیبینیم، همه تحت تأثیر ساختارهای قدرت، باورهای فرهنگی و سوگیری های تاریخی شکل می گیرند. این مفهوم، که ریشه در نظریه های انتقادی و مطالعات فرهنگی دارد، در عصر الگوریتم ها به شکلی تازه و پیچیده تر بازتولید می شود. الگوریتم های هوش مصنوعی، بر اساس داده هایی آموزش میبینند که خود، حامل این سوگیری ها هستند. برای نمونه، اگر یک مدل زبانی بزرگ، عمدتاً بر روی تصاویر مردان سفیدپوست در موقعیت های قدرت آموزش دیده باشد، به طور خودکار، «دیدن» را به گونه ای بازتولید می کند که در آن، قدرت و سفیدی و مردانگی، به هم گره می خورند .(Papadaki & Dare, 2026:8)این بازتولید، نه فقط یک خطای فنی، که یک «سیاست دیدن» است؛ سیاستی که مرزهای دیدنی و نادیدنی را بازتعریف می کند و نابرابری های موجود را تحکیم میبخشد .(Pomo et al, 2026: 5)نقد هنر در این عصر، باید به افشای این سیاست ها بپردازد و نشان دهد که چگونه الگوریتم ها، به جای بازنمایی واقعیت، آن را بازتولید و تحکیم می کنند. این افشاگری، خود میتواند به نوعی مقاومت در برابر ساختارهای قدرت الگوریتمی تبدیل شود و هنر را به عرصه ای برای دیدن متفاوت بدل کند.
شبه هاله به مثابه ابزار نقد سیاسی
مفهوم شبه هاله، که در مقاله دوم از این مجموعه معرفی شد (Ghoorchian,H,2026b)، نه تنها ابزاری برای فهم هستی شناختی اثر، که چارچوبی برای نقد سیاسی هنر الگوریتمی است. شبه هاله، با تأکید بر تکرارناپذیری لحظه خلق و عاملیت توزیع شده، به ما امکان می دهد تا به جای تمرکز بر «نویسنده» یا «اصالت»، بر «شبکه های قدرت» و «فرآیندهای تولید» متمرکز شویم .(Ghoorchian,H, 2026a)در این چارچوب، نقد هنر میتواند به افشای این نکته بپردازد که الگوریتم، نه فقط یک ابزار، که یک عامل سیاسی است؛ عاملی که میتواند سوگیری ها را بازتولید، تحکیم، یا حتی تشدید کند (Benjamin, 1936:224 ). شبه هاله، به عنوان یک چارچوب تحلیلی، امکان آشکارسازی این سوگیری ها را فراهم می آورد و هنر را به عرصه ای برای مقاومت در برابر آنها تبدیل می کند. اما این مقاومت، نه در قالب انکار الگوریتم، که در قالب «چالشگری آگاهانه» با آن صورت می گیرد. هنرمندی که با شبه هاله کار می کند، نه مصرف کننده الگوریتم، که همبازی منتقد آن است؛ همبازی ای که می تواند الگوریتم را به چالش بکشد و از دل آن، تصاویری بدیع و انتقادی بیرون بکشد (Papadaki & Dare, 2026:11).
مطالعه موردی؛ افشای سوگیری در یک اثر هم آفرینانه
برای نمونه، پروژه «تصاویر مدیران» را در نظر بگیرید که توسط یک هنرمند با استفاده از مدل زبانی بزرگ DALL-E تولید شده است. اگر این مدل عمدتاً بر روی داده هایی آموزش دیده باشد که مدیران را به صورت مردان سفیدپوست در سنین میانسالی بازنمایی می کند، خروجی الگوریتم نیز عمدتاً شامل تصاویری از مردان سفیدپوست خواهد بود ,(Pomo et al, 2026:8)اما اگر هنرمند، با آگاهی از این سوگیری، پرامپت خود را به گونه ای تنظیم کند که شامل زنان، اقلیت های نژادی و افراد با سنین مختلف باشد، الگوریتم ناگزیر خواهد شد تا مرزهای داده های خود را به چالش بکشد .(Papadaki & Dare, 2026:14) در اینجا، اثر هنری نه فقط یک تصویر، که یک بیانیه سیاسی است؛ بیانیه ای که نشان می دهد چگونه میتوان با هنر، به سوگیری های الگوریتمی پاسخ داد و افق های تازهای برای دیدن گشود .(Ghoorchian,H, 2026b)نقد هنر در اینجا، باید به جای تحسین یا نکوهش زیبایی شناختی تصاویر، به تحلیل این نکته بپردازد که چگونه هنرمند با استفاده از شبه هاله، یک «سیاست دیدن» را به چالش کشیده است .(Benjamin, 1936:230) این چالش گری، نه فقط یک کنش هنری، که یک کنش اخلاقی و سیاسی است؛ کنشی که مرزهای میان هنر، سیاست و اخلاق را در می نوردد و هنر را به ابزاری برای تغییر اجتماعی تبدیل می کند .(Ghoorchian,H, 2026a)
اخلاق هم آفرینی و مسئولیت هنرمند؛ از آگاهی تا کنش
اگر الگوریتم ها حامل سوگیری هستند، هنرمندی که با آنها هم آفرینی می کند، چه مسئولیتی دارد؟ پاسخ، به گمان نگارنده، در سه سطح قابل صورتبندی است: سطح نخست، آگاهی؛ هنرمند باید از داده هایی که الگوریتم بر اساس آنها آموزش دیده است، آگاه باشد و بداند که هر خروجی، بازتابی از آن داده هاست .(Papadaki & Dare, 2026:9) این آگاهی، نه یک دانستن صرف، که یک مسئولیت معرفتی است که هنرمند را به پژوهش در مورد داده ها و الگوریتم ها فرا می خواند .(Pomo et al, 2026:12)سطح دوم، چالش گری؛ هنرمند باید الگوریتم را به چالش بکشد و با تنظیم پرامپت ها، داده ها، یا حتی آموزش مجدد مدل، سوگیری ها را آشکار کند .(Ghoorchian, H, 2026b)این چالش گری، نه یک تکنیک، که یک روش هنری است که میتواند به خلق آثاری بدیع و انتقادی منجر شود .(Benjamin, 1936: 235)سطح سوم، مسئولیت اجتماعی؛ هنرمند باید اثر خود را به عنوان ابزاری برای آگاهی بخشی به کار گیرد و مخاطب را به تأمل در سیاست های دیدن الگوریتمی دعوت کند .(Ghoorchian, H, 2026a)شبه هاله، در این چارچوب، نه فقط یک ویژگی هستی شناختی، که یک مسئولیت اخلاقی است؛ مسئولیتی که هنرمند را به عنوان عاملی در شبکه قدرت، به کنشگری در برابر سیاست های دیدن فرا می خواند (Papadaki & Dare, 2026:17) . این کنشگری، هنر را از یک فعالیت فردی به یک پروژه جمعی تبدیل می کند؛ پروژهای که در آن، هنرمند، مخاطب، الگوریتم و داده ها، همگی در یک شبکه اخلاقی، مسئولیت بازتولید یا تغییر سیاست های دیدن را بر عهده دارند .(Pomo et al, 2026:15)
نتیجه گیری
آنچه از واکاوی سیاست های دیدنِ الگوریتمی در این مقاله برمی آید، تأکیدی دوباره بر ماهیت بنیادین مفهوم شبه هاله است؛ مفهومی که نه فقط در حوزه زیبایی شناسی، که در عرصه اخلاق و سیاست نیز کاربرد دارد. الگوریتم ها، با تکیه بر داده های تاریخی، نه تنها تصاویر، که شیوه های دیدن و نادیدن را بازتولید می کنند و بدین سان، سوگیری های کهن را در قالبی نوین، به آینده منتقل می سازند. در این میان، شبه هاله، به مثابه ابزاری تحلیلی، امکان شناسایی و افشای این سوگیری ها را فراهم می آورد و هنرمند را از یک «کاربر منفعل» به یک «همبازی مسئول» ارتقا میدهد؛ همبازی که می تواند در برابر سیاست های دیدنِ الگوریتمی مقاومت کند و افق های تازه ای برای دیدن بگشاید.
اما این مقاومت، بدون مشارکت مخاطب، ناقص می ماند. مخاطب امروز، دیگر یک گیرنده منفعل نیست؛ او با تفسیر و بازتولید شبه هاله، خود به عاملی در شبکه قدرت تبدیل می شود و می تواند سیاست های دیدن را به چالش بکشد یا بازتولید کند. این نکته، افقی تازه برای پژوهش های آینده می گشاید؛ افقی که در آن، هنر و مخاطب، با درهم آمیختگی ناگسستنی، به بازتعریف نسبت خود با تصویر، داده و الگوریتم می پردازند. در نهایت، آنچه از این پژوهش برمی آید، تأکیدی بر این نکته است که شبه هاله، نه فقط یک مفهوم نظری، که یک ابزار عملی برای نقد، مقاومت و آفرینش در عصر هم آفرینی انسان و ماشین است و هنر را از یک فعالیت فردی به یک پروژه جمعی تبدیل می کند که در آن، هنرمند، مخاطب، الگوریتم و داده ها، همگی در یک شبکه اخلاقی، مسئولیت بازتولید یا تغییر سیاست های دیدن را بر عهده دارند.
License
This work is authored by Haleh Ghoorchian and published under the Creative Commons Attribution 4.0 International (CC BY 4.0) license by Nebešt, Foundation for Culture and Art of Iranzamin. You are free to use, share, and adapt this work for any purpose, provided that proper attribution is given to the author (Haleh Ghoorchian) and the publisher (Nebešt) .
For the full license text, visit: https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/
References
Benjamin, W. (1936). The work of art in the age of mechanical reproduction. In Illuminations (H. Zohn, Trans.; pp. 217–251). Schocken Books.
Ghoorchian, Haleh. (2026a). From the Weaver’s Hand to the Loop of Code: Rethinking Materiality, Technological Ethics, and Artistic Agency in 21st-Century Art. Nebešt Foundation for Culture and Art. https://doi.org/10.5281/zenodo.20968634
Ghoorchian, Haleh. (2026b). From Aura to Semi-Aura: An Ontological Inquiry into the Artwork in the Age of Human-Machine Co-Creation. Nebešt Foundation for Culture and Art. https://doi.org/10.5281/zenodo.21013071
Papadaki, E., & Dare, E. (2026). From craft to code and back again: Rethinking art, materiality and exhibition practices in the 21st century [Special issue]. Arts, 13 (2). MDPI.
Pomo, C., Ardito, C., Micalizzi, A., Poli, E., & Lomello, E. (2026). Rethinking artistic research in the age of AI: New frameworks, HCAI practices, and challenges. In Proceedings of the 2026 International Conference on Advanced Visual Interfaces (AVI 2026). ACM.
