این پژوهش،در تلاش است چارچوبی برای نقد سیاسی- اخلاقی هنر الگوریتمی ارائه دهد، که در آن، مرزهای میان زیبایی شناسی، سیاست و اخلاق، برای همیشه در هم آمیزند.
شبه هاله و سیاست های دیدن؛ از زیبایی شناسی داده تا افشای سوگیری های الگوریتمی
Semi-Aura and the Politics of Seeing: From Data Aesthetics to the Unveiling of Algorithmic Biases
نگارنده: دکتر هاله قورچیان، معمار و کارشناس ارشد پژوهش هنر
نبشت | نهادی برای هنر و فرهنگ ایران زمین
Corresponding Author: Haleh Ghoorchian, PhD, Architect and Master of Arts in Art Research
DOI: https://doi.org/10.5281/zenodo.21013991
Nebešt | Foundation for Art, Knowledge and Culture of Iranzamin
Publication Date: Jun 2026
چکیده
پس از بازخوانی نسبت صنعتگری و کد در هنر معاصر و واکاوی هستیشناختی اثر هنری در عصر همآفرینی، اکنون نوبت به واکاوی سیاستهای دیدنِ نهفته در دل الگوریتمهاست. این مقاله، با تکیه بر مفهوم «شبههاله» و با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی این پرسش میپردازد که چگونه الگوریتمهای هوش مصنوعی، نه فقط تصاویر، که «دیدن» را بازتولید و تحکیم میکنند. استدلال اصلی این است که هر الگوریتم، حامل سوگیریهای تاریخی، جنسیتی، نژادی و طبقاتی است که در دادههای آموزشی آن نهفتهاند و نقد هنر در عصر همآفرینی، باید به افشای این سوگیریها و سیاستهای دیدن بپردازد. در این مقاله، با بررسی نمونههایی از هنر همآفرینانه، نشان داده میشود که چگونه شبههاله میتواند به ابزاری برای آشکارسازی ساختارهای قدرت و مقاومت در برابر آنها تبدیل شود. دستاورد نهایی این پژوهش، ارائه چارچوبی برای نقد سیاسی-اخلاقی هنر الگوریتمی است که در آن، مرزهای میان زیباییشناسی، سیاست و اخلاق، برای همیشه در هم میآمیزند.
واژگان کلیدی: شبههاله، سیاستهای دیدن، سوگیری الگوریتمی، هنر هوش مصنوعی، نقد پساانسانی، اخلاق همآفرینی
Abstract
Following the re-examination of the relationship between craft and code in contemporary art and the ontological inquiry into the artwork in the age of co-creation, this paper turns to the politics of seeing embedded within algorithms. Drawing on the concept of “semi-aura” and employing an analytical-critical approach, this study investigates how artificial intelligence algorithms not only generate images but also reproduce and reinforce particular ways of seeing. The central argument is that every algorithm carries historical, gendered, racial, and class biases inherited from its training data, and that art criticism in the age of co-creation must expose these biases and the politics of seeing they enact. Through case studies of co-creative art, the paper demonstrates how semi-aura can serve as a tool for revealing structures of power and for resisting them. The ultimate contribution of this research is a framework for a political-ethical critique of algorithmic art, a critique in which the boundaries between aesthetics, politics, and ethics are permanently dissolved.
Keywords: Semi-Aura, Politics of Seeing, Algorithmic Bias, AI Art, Posthuman Critique, Ethics of Co-Creation
مقدمه
نگارنده در دو مقاله پیشین از این مجموعه، کوشید تا نخست، نسبت صنعتگری و کد را در هنر معاصر بازخوانی کند و نشان دهد که چگونه مادهانگاری انتقادی میتواند چارچوبی برای اخلاق فناوری و عاملیت هنرمند فراهم آورد .(Ghoorchian, 2026a)سپس، با تکیه بر مفهوم “هاله” در اندیشه بنیامین، به واکاوی هستیشناختی اثر هنری در عصر همآفرینی پرداخت و مفهوم “شبههاله” را بهعنوان چارچوبی نوین برای فهم این دگرگونی معرفی کرد .(Ghoorchian, 2026b)
اما این دو مقاله، پرسشی بنیادین را بر جای گذاشتند که بدون پاسخ به آن، پروژه فکری نگارنده ناقص میماند: الگوریتمهایی که بر اساس دادههای تاریخی آموزش دیدهاند، چه “سیاستهایی از دیدن” را بازتولید میکنند؟ و چگونه میتوان از شبههاله بهعنوان ابزاری برای افشای این سیاستها و مقاومت در برابر آنها استفاده کرد؟ پاسخ به این پرسشها، موضوع مقاله حاضر است. این مقاله، با تکیه بر مفهوم شبههاله و با رویکردی تحلیلی-انتقادی، در پی آن است که نشان دهد چگونه الگوریتمهای هوش مصنوعی، نه فقط تصاویر، که “دیدن” را بازتولید و تحکیم میکنند.
در این مسیر، با بررسی نمونههایی از هنر همآفرینانه، نشان داده خواهد شد که چگونه نقد هنر میتواند به افشای سوگیریهای نژادی، جنسیتی و طبقاتی نهفته در الگوریتمها بپردازد و هنر را به عرصهای برای مقاومت در برابر ساختارهای قدرت الگوریتمی تبدیل کند. در نهایت، این مقاله کوشش خواهد کرد تا شبههاله را بهعنوان ابزاری برای نقد سیاسی-اخلاقی هنر الگوریتمی صورتبندی کند و افقهای تازهای برای پژوهشهای آینده در این حوزه بگشاید.
مبانی نظری
این مقاله بر سه ستون نظری اصلی استوار است که هر کدام، بهنوبه خود، چارچوبی برای تحلیل سیاستهای دیدنِ الگوریتمی فراهم میآورند. نخست، نظریه “هاله” والتر بنیامین (Benjamin, (1936 که با بازتعریف آن در مفهوم ” شبههاله “(Ghoorchian, 2026b) ، امکان فهم هستیشناختی اثر هنری در عصر همآفرینی را فراهم میکند. دوم، نظریههای انتقادی سیاستهای دیدن که ریشه در مطالعات فرهنگی و نظریههای پسااستعماری دارند و نشان میدهند که دیدن، هرگز یک عمل خنثی نیست و تحت تأثیر ساختارهای قدرت شکل میگیرد .(Papadaki & Dare, 2026)
سوم، رویکردهای نوین در نقد هنر الگوریتمی که بر افشای سوگیریهای جنسیتی، نژادی و طبقاتیِ نهفته در دادهها و الگوریتمها تأکید دارند و هنر را به عرصهای برای مقاومت در برابر ساختارهای قدرت الگوریتمی تبدیل میکنند .(Pomo et al., 2026)این سه ستون، در کنار هم، چارچوبی تحلیلی-انتقادی برای بررسی سیاستهای دیدنِ الگوریتمی و نقش شبههاله در افشای آنها فراهم میآورند و به مقاله امکان میدهند تا فراتر از یک تحلیل زیباییشناختی صرف، به نقد سیاسی-اخلاقی هنر الگوریتمی بپردازد.
تحلیل
سیاستهای دیدن: از نگاه انسانی تا نگاه الگوریتمی
سیاستهای دیدن به این ایده اشاره دارد که دیدن، هرگز یک عمل خنثی نیست. آنچه میبینیم، چگونه میبینیم و چه چیزی را نمیبینیم، همه تحت تأثیر ساختارهای قدرت، باورهای فرهنگی و سوگیریهای تاریخی شکل میگیرند. این مفهوم، که ریشه در نظریههای انتقادی و مطالعات فرهنگی دارد، در عصر الگوریتمها به شکلی تازه و پیچیدهتر بازتولید میشود. الگوریتمهای هوش مصنوعی، بر اساس دادههایی آموزش میبینند که خود، حامل این سوگیریها هستند.
برای نمونه، اگر یک مدل زبانی بزرگ، عمدتاً بر روی تصاویر مردان سفیدپوست در موقعیتهای قدرت آموزش دیده باشد، بهطور خودکار، “دیدن” را به گونهای بازتولید میکند که در آن، قدرت و سفیدی و مردانگی، به هم گره میخورند. این بازتولید، نه فقط یک خطای فنی، که یک “سیاست دیدن” است؛ سیاستی که مرزهای دیدنی و نادیدنی را بازتعریف میکند و نابرابریهای موجود را تحکیم میبخشد.
نقد هنر در این عصر، باید به افشای این سیاستها بپردازد و نشان دهد که چگونه الگوریتمها، به جای بازنمایی واقعیت، آن را بازتولید و تحکیم میکنند. این افشاگری، خود میتواند به نوعی مقاومت در برابر ساختارهای قدرت الگوریتمی تبدیل شود و هنر را به عرصهای برای دیدن متفاوت بدل کند.
شبههاله بهمثابه ابزار نقد سیاسی
مفهوم شبههاله، که در مقاله دوم از این مجموعه معرفی شد، نه تنها ابزاری برای فهم هستیشناختی اثر، که چارچوبی برای نقد سیاسی هنر الگوریتمی است. شبههاله، با تأکید بر تکرارناپذیری لحظه خلق و عاملیت توزیعشده، به ما امکان میدهد تا به جای تمرکز بر “نویسنده” یا “اصالت”، بر “شبکههای قدرت” و “فرآیندهای تولید” متمرکز شویم. در این چارچوب، نقد هنر میتواند به افشای این نکته بپردازد که الگوریتم، نه فقط یک ابزار، که یک عامل سیاسی است؛ عاملی که میتواند سوگیریها را بازتولید، تحکیم، یا حتی تشدید کند.
شبههاله، بهعنوان یک چارچوب تحلیلی، امکان آشکارسازی این سوگیریها را فراهم میآورد و هنر را به عرصهای برای مقاومت در برابر آنها تبدیل میکند. اما این مقاومت، نه در قالب انکار الگوریتم، که در قالب “چالشگری آگاهانه” با آن صورت میگیرد. هنرمندی که با شبههاله کار میکند، نه مصرفکننده الگوریتم، که همبازی منتقد آن است؛ همبازیای که میتواند الگوریتم را به چالش بکشد و از دل آن، تصاویری بدیع و انتقادی بیرون بکشد.
مطالعه موردی: افشای سوگیری در یک اثر همآفرینانه
برای نمونه، پروژه “تصاویر مدیران” را در نظر بگیرید که توسط یک هنرمند با استفاده از مدل زبانی بزرگ DALL-E تولید شده است. اگر این مدل عمدتا بر روی دادههایی آموزش دیده باشد که مدیران را بهصورت مردان سفیدپوست در سنین میانسالی بازنمایی میکند، خروجی الگوریتم نیز عمدتاً شامل تصاویری از مردان سفیدپوست خواهد بود. اما اگر هنرمند، با آگاهی از این سوگیری، پرامپت خود را به گونهای تنظیم کند که شامل زنان، اقلیتهای نژادی و افراد با سنین مختلف باشد، الگوریتم ناگزیر خواهد شد تا مرزهای دادههای خود را به چالش بکشد.
در اینجا، اثر هنری نه فقط یک تصویر، که یک بیانیه سیاسی است؛ بیانیهای که نشان میدهد چگونه میتوان با هنر، به سوگیریهای الگوریتمی پاسخ داد و افقهای تازهای برای دیدن گشود. نقد هنر در اینجا، باید به جای تحسین یا نکوهش زیباییشناختی تصاویر، به تحلیل این نکته بپردازد که چگونه هنرمند با استفاده از شبههاله، یک “سیاست دیدن” را به چالش کشیده است. این چالشگری، نه فقط یک کنش هنری، که یک کنش اخلاقی و سیاسی است؛ کنشی که مرزهای میان هنر، سیاست و اخلاق را در مینوردد و هنر را به ابزاری برای تغییر اجتماعی تبدیل میکند.
اخلاق همآفرینی و مسئولیت هنرمند: از آگاهی تا کنش
اگر الگوریتمها حامل سوگیری هستند، هنرمندی که با آنها همآفرینی میکند، چه مسئولیتی دارد؟ پاسخ، به گمان نگارنده، در سه سطح قابل صورتبندی است: سطح نخست، آگاهی؛ هنرمند باید از دادههایی که الگوریتم بر اساس آنها آموزش دیده است، آگاه باشد و بداند که هر خروجی، بازتابی از آن دادهها است. این آگاهی، نه یک دانستن صرف، که یک مسئولیت معرفتی است که هنرمند را به پژوهش در مورد دادهها و الگوریتمها فرا میخواند.
سطح دوم، چالشگری؛ هنرمند باید الگوریتم را به چالش بکشد و با تنظیم پرامپتها، دادهها، یا حتی آموزش مجدد مدل، سوگیریها را آشکار کند. این چالشگری، نه یک تکنیک، که یک روش هنری است که میتواند به خلق آثاری بدیع و انتقادی منجر شود. سطح سوم، مسئولیت اجتماعی؛ هنرمند باید اثر خود را بهعنوان ابزاری برای آگاهیبخشی به کار گیرد و مخاطب را به تأمل در سیاستهای دیدن الگوریتمی دعوت کند.
شبههاله، در این چارچوب، نه فقط یک ویژگی هستیشناختی، که یک مسئولیت اخلاقی است؛ مسئولیتی که هنرمند را بهعنوان عاملی در شبکه قدرت، به کنشگری در برابر سیاستهای دیدن فرا میخواند. این کنشگری، هنر را از یک فعالیت فردی به یک پروژه جمعی تبدیل میکند؛ پروژهای که در آن، هنرمند، مخاطب، الگوریتم و دادهها، همگی در یک شبکه اخلاقی، مسئولیت بازتولید یا تغییر سیاستهای دیدن را بر عهده دارند.
نتیجهگیری
آنچه از واکاوی سیاستهای دیدنِ الگوریتمی در این مقاله برمیآید، تأکیدی دوباره بر ماهیت بنیادین مفهوم شبههاله است؛ مفهومی که نه فقط در حوزه زیباییشناسی، که در عرصه اخلاق و سیاست نیز کاربرد دارد. الگوریتمها، با تکیه بر دادههای تاریخی، نه تنها تصاویر، که شیوههای دیدن و نادیدن را بازتولید میکنند و بدین سان، سوگیریهای کهن را در قالبی نوین، به آینده منتقل میسازند.
در این میان، شبههاله، بهمثابه ابزاری تحلیلی، امکان شناسایی و افشای این سوگیریها را فراهم میآورد و هنرمند را از یک “کاربر منفعل” به یک “همبازی مسئول” ارتقا میدهد؛ همبازی که میتواند در برابر سیاستهای دیدنِ الگوریتمی مقاومت کند و افقهای تازهای برای دیدن بگشاید.
اما این مقاومت، بدون مشارکت مخاطب، ناقص میماند. مخاطب امروز، دیگر یک گیرنده منفعل نیست؛ او با تفسیر و بازتولید شبههاله، خود به عاملی در شبکه قدرت تبدیل میشود و میتواند سیاستهای دیدن را به چالش بکشد یا بازتولید کند. این نکته، افقی تازه برای پژوهشهای آینده میگشاید؛ افقی که در آن، هنر و مخاطب، با درهمآمیختگی ناگسستنی، به بازتعریف نسبت خود با تصویر، داده و الگوریتم میپردازند. در نهایت، آنچه از این پژوهش برمیآید، تأکیدی بر این نکته است که شبههاله، نه فقط یک مفهوم نظری، که یک ابزار عملی برای نقد، مقاومت و آفرینش در عصر همآفرینی انسان و ماشین است و هنر را از یک فعالیت فردی به یک پروژه جمعی تبدیل میکند که در آن، هنرمند، مخاطب، الگوریتم و دادهها، همگی در یک شبکه اخلاقی، مسئولیت بازتولید یا تغییر سیاستهای دیدن را بر عهده دارند.
License
This work is authored by Haleh Ghoorchian and published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0) license by the Nebešt Foundation.
You are free to:
– Share — copy and redistribute the material in any medium or format.
– Adapt — remix, transform, and build upon the material.
Under the following terms:
– Attribution — You must give appropriate credit to the author and the Nebešt Foundation.
– NonCommercial — You may not use the material for commercial purposes or sell it.
This license ensures that the work remains freely available for educational, research, and personal use, while protecting it from unauthorized commercial exploitation.
For the full license text, visit: https://creativecommons.org/licenses/by-nc/4.0/
References
Benjamin, W. (1936). The work of art in the age of mechanical reproduction. In Illuminations (H. Zohn, Trans.; pp. 217–251). Schocken Books.
Ghoorchian, H. (2026a). From the Weaver’s Hand to the Loop of Code: Rethinking Materiality, Technological Ethics, and Artistic Agency in 21st-Century Art. Nebešt Foundation for Culture and Art. https://doi.org/10.5281/zenodo.21726575
Ghoorchian, H. (2026b). From Aura to Semi-Aura: An Ontological Inquiry into the Artwork in the Age of Human-Machine Co-Creation. Nebešt Foundation for Culture and Art. https://doi.org/10.5281/zenodo.21434909
Papadaki, E., & Dare, E. (2026). From craft to code and back again: Rethinking art, materiality and exhibition practices in the 21st century [Special issue]. Arts, 13(2). MDPI.
Pomo, C., Ardito, C., Micalizzi, A., Poli, E., & Lomello, E. (2026). Rethinking artistic research in the age of AI: New frameworks, HCAI practices, and challenges. In Proceedings of the 2026 International Conference on Advanced Visual Interfaces (AVI 2026). ACM.
