فضای خالی در معماری، نه یک نقص یا عنصر منفی، که یکی از مؤلفههای بنیادین در شکلدهی به هویت فضایی و تجربه معماری است.
حضور غایب؛ بازخوانی مفهوم فضای خالی در معماری معاصر ایران
Absent Presence: Revisiting the Concept of Empty Space in Contemporary Iranian Architecture
نگارنده:
دکتر هاله قورچیان، معمار و کارشناس ارشد پژوهش هنر
DOI: https://doi.org/10.5281/zenodo.21828405
Corresponding Author: Haleh Ghoorchian, PhD, Architect and Master of Arts in Art Research
نبشت | نهادی برای فرهنگ و هنر ایران زمین
Publisher:
Nebešt | Foundation for Culture and Art of Iranzamin
Publication Date: Aug 2026
چکیده
فضای خالی در معماری، نه یک نقص یا عنصر منفی، که یکی از مؤلفههای بنیادین در شکلدهی به هویت فضایی و تجربه معماری است. این مقاله با به کارگیری رویکردی پدیدارشناسانه و با تکیه بر مفاهیم “حضور غایب” و “تهیگاه” در اندیشه هایدگر و باشلار، به بازخوانی مفهوم فضای خالی در معماری معاصر ایران میپردازد.
پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان فضای خالی را نه بهمثابه فقدان، که بهمثابه عنصری معناآفرین در ساختار فضایی بناها بازشناخت؟ این مقاله با تحلیل نمونههایی از معماری معاصر ایران، استدلال میکند که فضای خالی، در نسبت با فضاهای پر، معنای خود را مییابد و نقشی کلیدی در ایجاد تعادل، عمق و خوانایی فضایی دارد. یافتهها نشان میدهد که بازخوانی این مفهوم، نه تنها به غنا طراحی معماری میانجامد، بلکه به بازاندیشی در نسبت انسان، فضا و معنا در معماری معاصر ایران کمک میکند.
واژگان کلیدی: فضای خالی، معماری معاصر ایران، پدیدارشناسی، حضور غایب، تهیگاه
Abstract
Empty space in architecture is not a defect or a negative element, but one of the fundamental components in shaping spatial identity and architectural experience. This article, adopting a phenomenological approach and drawing upon Heidegger and Bachelard’s concepts of “absent presence” and “void,” reinterprets the notion of empty space in contemporary Iranian architecture.
The central question is how empty space can be understood not as a lack, but as a meaning-generating element in the spatial structure of buildings. By analyzing examples from contemporary Iranian architecture, the article argues that empty space, in relation to filled spaces, gains meaning and plays a key role in creating balance, depth, and spatial legibility. The findings suggest that revisiting this concept not only enriches architectural design but also contributes to rethinking the relationship between human, space, and meaning in contemporary Iranian architecture.
Keywords: Empty Space, Contemporary Iranian Architecture, Phenomenology, Absent Presence, Void
مقدمه
فضای خالی در معماری، همواره یکی از چالشبرانگیزترین مفاهیم در نظریه و عمل معماری بوده است. در رویکردهای رایج، فضای خالی اغلب بهعنوان عنصری منفی، یا صرفا بهعنوان “زمینهای برای فضاهای پر” تعریف میشود(Arnheim, 1977; Norberg-Schulz, 1980). این نگاه، که ریشه در تفکر دوگانهانگارانه غرب دارد، فضای خالی را به حاشیه میراند و آن را فاقد هویت و معنا میداند. اما در نگاهی عمیقتر، فضای خالی نه تنها نقصی در ساختار فضایی نیست، بلکه خود عنصری فعال و معناآفرین در تجربه معماری به شمار میرود(Bachelard, 1958; Heidegger, 1971).
در فرهنگ و معماری ایرانی، فضای خالی همواره حضوری پررنگ داشته است. از حیاط مرکزی خانههای کویری تا میانفضاهای مساجد و بازارها، فضای خالی نه بهعنوان فقدان، که بهعنوان عنصری هویتبخش و تعریفکننده فضا عمل کرده است. این مقاله با رویکردی پدیدارشناسانه و با تکیه بر مفاهیم “حضور غایب” و “تهیگاه” در اندیشه هایدگر و باشلار، به بازخوانی مفهوم فضای خالی در معماری معاصر ایران میپردازد(Pallasmaa, 2005; Frampton, 1983).
پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان فضای خالی را نه بهمثابه فقدان، که بهمثابه عنصری معناآفرین در ساختار فضایی بناها بازشناخت؟ این مقاله با تحلیل نمونههایی از معماری معاصر ایران (از جمله آثار معمارانی چون کامران دیبا، هوشنگ سیحون و فرهاد احمدی)، استدلال میکند که فضای خالی، در نسبت با فضاهای پر، معنای خود را مییابد و نقشی کلیدی در ایجاد تعادل، عمق و خوانایی فضایی دارد(Eisenman, 2004; Tschumi, 1996). در این مسیر، ضروری است که نخست به نسبت میان “تهی” و “پر” در معماری سنتی ایران بازگردیم و سپس نشان دهیم که چگونه این نسبت، در معماری معاصر، دستخوش دگرگونی شده است(Rapoport, 1969; Habraken, 1998).
تحلیل
فضای خالی؛ از نقص تا زبان معماری
آنچه فضای خالی را در معماری به عنصری هویتبخش تبدیل میکند، نه فقدان آن، که نحوه حضور آن در ساختار فضایی بناست. این فضاها، که اغلب بهعنوان “تهیگاه” یا “میانفضا” شناخته میشوند، تنها مرز و حدفاصل فضاهای پر نیستند، بلکه همچون مفصلهایی عمل میکنند که بخشهای مختلف بنا را به هم متصل میکنند. در معماری سنتی ایران، از حیاط مرکزی خانهها تا میانفضاهای مساجد و بازارها، فضای خالی همواره نقشی محوری در تعریف هویت فضایی داشته است. این فضاها، با سکوت خود، نه تنها به آرامش فضا میانجامند، بلکه به بازتعریف نسبت انسان و مکان میپردازند.
در این نگاه، فضای خالی نه یک نقص، که یک زبان است؛ زبانی که در آن، تهیگاهها همچون وقفههایی در متن معماری عمل میکنند و به مخاطب اجازه میدهند تا میان خطوط، معنا را بازخوانی کند. این زبان، مرزهای میان درون و بیرون را کمرنگ میکند و مخاطب را به تأملی عمیقتر در نسبت خود با فضا دعوت مینماید.
فضای خالی، در این خوانش، نه تنها به تعریف فضاهای پر کمک میکند، بلکه خود بهعنوان عنصری مستقل، دارای هویت و شخصیت میشود. این هویت، نه در انباشت تزئینات، که در سکوت و خلأ معنا مییابد. بدینترتیب، فضای خالی به مثابه زبانی فراگیر، امکان گفتوگو با مخاطب را در سطحی فراتر از کلمات فراهم میآورد.
سکوت بهمثابه حضور غایب
در اندیشه هایدگر، “حضور غایب” به وضعیتی اشاره دارد که در آن، چیزی که غایب است، خود به نحوی حضور دارد. این مفهوم، در خوانش فضای خالی در معماری، به معنای آن است که این فضاها، با خالی بودنشان، نه تنها غایب نیستند، بلکه حضوری مؤثر در ساختار فضایی بنا دارند.
آنها، با سکوت خود، به مخاطب اجازه میدهند تا نه فقط به آنچه هست، که به آنچه نیست نیز توجه کند. این نوع نگاه، ما را از خوانش خطی معماری به سوی خوانشی پویا و چندلایه هدایت میکند که در آن، فضاهای خالی نیز همچون متونی پر از معنا، قابل تفسیر میشوند.
در معماری ایرانی، این حضور غایب را میتوان در میانفضاهای مساجد، حیاطهای مرکزی و گذرگاههای بازارها دید. این فضاها، با وجود خالی بودن، بار معنایی عظیمی را حمل میکنند. آنها نه تنها به تعریف فضاهای پر کمک میکنند، بلکه بهعنوان عناصری مستقل، دارای هویت و شخصیت میشوند. سکوت این فضاها، همچون سکوتی در یک متن ادبی، به مخاطب اجازه میدهد تا در میان فضاها، روایت خود را بیابد. این سکوت، نه به معنای خاموشی، که به معنای حضوری عمیق و تأملبرانگیز است که مخاطب را به مکث و تأمل در نسبت خود با فضا دعوت میکند.
فضای خالی و حافظه جمعی
فضاهای خالی معماری، نه تنها فضاهای کالبدی، بلکه بسترهایی برای شکلگیری و تداوم حافظه جمعی هستند. این فضاها، از حیاطهای مرکزی خانههای تاریخی تا میانفضاهای مساجد و بازارها، بستری برای شکلگیری روایتهای روزمره، تعاملات اجتماعی و خاطرات جمعی بودهاند. در این فضاها، سکوت، خود به روایتی بدل میشود که از دل دیوارهای فرسوده، آجرهای کهنه و نور خاموش حیاط، با مخاطب سخن میگوید.
این روایت، نه در کلمات، که در لایههای حسی فضا شکل میگیرد و مخاطب را به سوی درکی عمیقتر از هویت مکانی هدایت میکند. حیاط مرکزی، با خلأ خود، روایتگر زندگیهایی است که در آن جریان داشتهاند. میانفضای مساجد، با سکوت خود، یادآور نجواهای نیایشگران است. بازارها، با فضاهای خالی میان دکانها، روایتگر تبادلات فرهنگی و اجتماعی هستند که در طول تاریخ در آنها رخ داده است. این فضاها، با وجود خالی بودن، انباشته از خاطراتی هستند که به فضا هویت و معنا میبخشند. بدینترتیب، فضای خالی به مثابه ظرفی برای حافظه جمعی، امکان بازآفرینی هویت مکانی را در هر نسل فراهم میآورد.
فضای خالی در معماری معاصر ایران
در معماری معاصر ایران، فضای خالی اغلب بهعنوان یک عنصر فرعی یا حتی زائد تلقی میشود. اما بازخوانی آن بهمثابه عنصری هویتبخش، میتواند به گشایش افقهای تازهای در طراحی معماری و شهری منجر شود. توجه به فضای خالی، نه تنها به ایجاد فضاهای انسانیتر و آرامتر میانجامد، بلکه به بازتعریف نسبت ما با شهر و تاریخ آن نیز کمک میکند.
معماری معاصر ایران، با تأثیرپذیری از جریانهای بینالمللی، اغلب به پر کردن فضاها پرداخته است و از غنای فضاهای خالی غافل مانده است. اما نمونههایی از معماری موفق معاصر ایران نشان میدهد که توجه به فضای خالی میتواند به خلق فضاهایی بیانجامد که نه تنها کارآمد، بلکه معنادار و هویتبخش هستند. این فضاها، با ایجاد تعادل میان پر و خالی، به مخاطب امکان تجربهای عمیقتر از فضا را میدهند. فضای خالی، در این نگاه، نه یک مسئله، که یک راهحل است؛ راهحلی برای بازگشت به هویت گمشده فضایی معماری ایرانی و یافتن زبان تازهای برای گفتوگو با گذشته و آینده.
فضای خالی و مخاطب
یکی از مهمترین جنبههای فضای خالی، تأثیر آن بر مخاطب است. فضای خالی، با ایجاد وقفه و مکث، مخاطب را به مشارکت فعال در خوانش فضا دعوت میکند. این فضاها، به مخاطب اجازه میدهند تا نه تنها به تماشا، که به تفسیر بپردازند. در معماری معاصر، که سرشار از فضاهای پر و انباشته است، فضای خالی میتواند بهعنوان عنصری تعادلبخش، تجربهای آرامبخش و تأملبرانگیز برای مخاطب باشد.
نقش مخاطب در مواجهه با فضای خالی، نقشی فعال و پویا است. او نه تنها فضا را مشاهده میکند، بلکه با حرکت در میان آن، به کشف لایههای پنهان فضا میپردازد. فضای خالی، با ایجاد امکان تأمل، مخاطب را به سوی درکی عمیقتر از نسبت خود با فضا و زمان هدایت میکند. این تجربه، نه تنها به غنا ادراک فضایی میانجامد، بلکه به بازتعریف هویت فردی و جمعی در بستر معماری کمک میکند. بدینترتیب، فضای خالی به مثابه عرصهای برای تعامل پویا میان انسان و فضا، امکان خلق تجربههای بدیع و ماندگار را فراهم میآورد.
نتیجهگیری
فضای خالی در معماری، خوانشی تازه از نسبت انسان، فضا و معنا است. این خوانش، نشان میدهد که فضای خالی نه تنها نقصی در ساختار فضایی نیست، بلکه عنصری هویتبخش، معناآفرین و تأثیرگذار در تجربه معماری است. بازخوانی این مفهوم، به بازاندیشی در نسبت ما با معماری و شهر میانجامد و افقهای تازهای را برای درک هویت مکانی در معماری معاصر ایران میگشاید.
فضای خالی، در این خوانش، نه یک فقدان، که زبانی است برای گفتوگو با گذشته، حال و آینده معماری ایران. این زبان، با سکوت خود، حضوری غایب اما تأثیرگذار را در ساختار فضایی بناها رقم میزند و مخاطب را به تأملی عمیق در نسبت خود با فضا و زمان دعوت میکند. فضای خالی، به مثابه عنصری فعال و معناآفرین، نه تنها به غنا طراحی معماری میانجامد، بلکه به بازتعریف هویت فردی و جمعی در بستر معماری کمک میکند.
License
This work is authored by Haleh Ghoorchian and published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0) license by the Nebešt Foundation.
You are free to:
– Share — copy and redistribute the material in any medium or format.
– Adapt — remix, transform, and build upon the material.
Under the following terms:
– Attribution — You must give appropriate credit to the author and the Nebešt Foundation.
– NonCommercial — You may not use the material for commercial purposes or sell it.
This license ensures that the work remains freely available for educational, research, and personal use, while protecting it from unauthorized commercial exploitation.
For the full license text, visit: https://creativecommons.org/licenses/by-nc/4.0/
References
Arnheim, R. (1977). The Dynamics of Architectural Form. University of California Press.
Bachelard, G. (1958) The Poetics of Space. Beacon Press.
Eisenman, P. (2004). Giuseppe Terragni: Transformations, Decompositions, Critiques. Monacelli Press.
Frampton, K. (1983). Towards a Critical Regionalism: Six Points for an Architecture of Resistance. In The Anti-Aesthetic (pp. 16–30).
Habraken, N. J. (1998). The Structure of the Ordinary: Form and Control in the Built Environment. MIT Press.
Heidegger, M. (1971). Poetry, Language, Thought. Harper & Row.
Norberg-Schulz, C. (1980). Genius Loci: Towards a Phenomenology of Architecture. Rizzoli.
Pallasmaa, J. (2005). The Eyes of the Skin: Architecture and the Senses. Wiley.
Rapoport, A. (1969). House Form and Culture. Prentice-Hall.
Tschumi, B. (1996). Architecture and Disjunction. MIT Press.
